<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دوفصلنامه علمی ـ پژوهشی قرآن، فقه و حقوق اسلامی</title>
    <link>https://www.sijl.ir/</link>
    <description>دوفصلنامه علمی ـ پژوهشی قرآن، فقه و حقوق اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Oct 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Oct 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی &amp;laquo;دعوت به خیر&amp;raquo; و &amp;laquo;امر به معروف و نهی از منکر&amp;raquo; و آثار فقهی و حقوقی آن</title>
      <link>https://www.sijl.ir/article_224285.html</link>
      <description>خداوند متعال در آیه ۱۰۴ سوره مبارکه آل عمران &amp;amp;laquo;دعوت به خیر&amp;amp;raquo; را در کنار دو فریضه‌ی مهم &amp;amp;laquo;امر به معروف&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نهی از منکر&amp;amp;raquo;، مورد توجه قرار داده و به آن امر کرده است. در معارف فقهی و تفسیری ما، &amp;amp;laquo;دعوت به خیر&amp;amp;raquo; گاه مساوی با &amp;amp;laquo;امر به معروف و نهی از منکر&amp;amp;raquo; و گاه اعم از آن دو و گاه مفهوم سومی قلمداد شده است که با آن دو فریضه، تباین دارد. مباین‌انگاری دعوت به خیر، از آن‌جا که می‌تواند موجب تولد تکالیف فقهی جداگانه و نیز برساختن قوانین و نهادهای مستقلی در ساحت اندیشه و اجرا شود، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. این تحقیق برای حل همین مشکل، کوشیده است با گردآوری کتابخانه‌ای و روش تحقیق تحلیلی در چارچوب دانش فقه، فرضیه‌ی مباینت نهاد دعوت به خیر از دو فریضه دیگر یا دست‌کم رابطه عام و خاص من وجه را اثبات و آثار فقهی مترتّب بر آن را مورد توجه قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حجیت تفسیر موضوعی</title>
      <link>https://www.sijl.ir/article_224284.html</link>
      <description>قرآن کریم کتاب هدایت الهی است که برای روشن کردن مقاصد الهی آن و مدلول آیاتش نیاز به استنطاق است.تفسیر موضوعی ضابطه‌مند اسلوبی کارآمد در جستجوی معارف الهی در قرآن کریم و پاسخگویی به نیازهای معرفتی روزافزون بشر است. مهمّ‌ترین مسئله در مورد تفسیر موضوعی حجّیّت و اعتبار نتایج این اسلوب تفسیری است. این تحقیق با روش اجتهادی همراه با داده پردازی توصیفی، تحلیلی و انتقادی در پی بررسی ادلّه حجّیّت تفسیر موضوعی از جهت اقتضا و موانع احتمالی نقلی و عقلیِ اعتبار این روش تفسیری است. مهمّ‌ترین نتایج و نوآوری‌های این پژوهش چنین است: 1- اثبات رابطه عموم و خصوص من وجه بین تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی. 2- کافی بودن ادلّه حجّیت تفسیر قرآن به قرآن برای اثبات حجّیت تفسیر موضوعی در نقطه اشتراک. 3- تمام بودن استدلال به برخی از آیات و روایات و سیره عقلایی مورد امضا و اجماع برای اثبات حجّیّت این نوع تفسیر. 4- عدم مانعیّت روایات ضرب و ادلّه عقلی مطرح شده از حجّیّت تفسیر موضوعی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حدّ قذف و تأثیر آن بر صیانت از آبروی افراد با تکیه بر آیه ۴ سوره نور</title>
      <link>https://www.sijl.ir/article_232904.html</link>
      <description>حفظ کرامت و آبروی افراد از اصول بنیادین شریعت اسلام است که در قالب احکام متعددی تجلی یافته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی حکم قذف به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سازوکارهای حمایتی شریعت در صیانت از حیثیت افراد، به تحلیل و واکاوی آیه 4 سوره نور می‌پردازد. مطالعه پیش رو با رویکردی تحلیلی توصیفی و با بهره‌گیری از منابع فقهی و تفسیری، به واکاوی عبارت &amp;amp;laquo;وَالَّذِینَ یَرْمُونَ‌الْمُحْصَنَاتِ&amp;amp;raquo; پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد احکام مرتبط با قذف، علاوه بر جنبه کیفری، نقش بازدارنده‌ای در حفظ نظم اخلاقی و اجتماعی جامعه ایفا می‌کند. تحقیق حاضر با ارائه تفسیری نو از مفهوم محصنات و گستره شمول حکم قذف، زمینه بازنگری در رویکردهای سنّتی را فراهم می‌آورد. همچنین مسئله عدم پذیرش شهادت قاذف و شرایط اعاده آن، به‌عنوان یکی از پیامدهای مهم حکم قذف مورد بررسی قرار گرفته است. اهمیت پژوهش پیش رو در عصر حاضر، باتوجه به گسترش ارتباطات اجتماعی و فضای مجازی که امکان نشر اتهامات را تسهیل کرده است، دوچندان می‌شود. نتایج این مطالعه می‌تواند در تبیین نقش احکام اسلامی در حفظ کرامت انسانی و تقویت بنیان‌های اخلاقی جامعه راهگشا باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ضوابط قرآنی اِعمال قاعده لاضرر در حوزه خانواده</title>
      <link>https://www.sijl.ir/article_224291.html</link>
      <description>خانواده، یکی از مهمترین ارکان اساسی جامعه به شمار می آید که سلامت، استحکام و پایداری آن، نقش بسزایی در سلامت آحاد جامعه ایفا می کند؛ بر همین اساس، مبتنی بر شأن نزول آیاتِ مربوط به قاعده لاضرر، یکسری ملاک هایی از آیات قرآن استخراج می گردد که مبنای عمل در حوزه خانواده قرار می گیرد؛ به طوری که تعدی از این ملاک ها، چالش های اساسی در حوزه خانواده را به دنبال دارد و ضروری می نماید که با شناسایی و ارائه راهکار برای حلّ این چالش ها، قدم مؤثری در جهت ثبات و پایداری خانواده برداشت. در این پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شد که مبتنی بر شأن نزولِ آیات، چه در مرحله تشکیل خانواده، چه در مرحله حیات و انحلال آن، بروز برخی از رفتارها از سوی اعضای خانواده، مصداق ورود ضرر بر دیگر اعضای خانواده می شود که شناسایی این ضررها و استخراج ضوابط قوی و منطقی از آیات و روایات قاعده لاضرر، می تواند در زمینه قانونگذاری احکام جدید مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نوع جرم محاربه (به‌عادت یا ساده) بر اساس آیه محاربه</title>
      <link>https://www.sijl.ir/article_232905.html</link>
      <description>یکی از پرسش‌های مهم در محاربه این است که محاربه به‌اصطلاح حقوقی &amp;amp;laquo;جرم به عادت&amp;amp;raquo; محسوب می‌شود یا به‌عنوان جرم ساده شناخته می‌شود؟ به‌عبارت‌دیگر آیا برای تحقق جرم محاربه، به تکرار عمل &amp;amp;laquo;تشهیر سلاح&amp;amp;raquo; (دست‌کم دوبار) نیاز است؟ پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به‌کارگیری روش تحلیلی ـ اجتهادی در چهارچوب فقه و باتوجه به آیه محاربه (مائده: ۳۳) می‌کوشد به بررسی این موضوع بپردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد دلیل معتبری برای اعتبار تکرار تشهیر سلاح (جرم به عادت) وجود ندارد؛ زیرا نه واژه &amp;amp;laquo;یحاربون&amp;amp;raquo; (به‌عنوان فعل مضارع) و نه عبارت &amp;amp;laquo;یسعون فی‌الأرض فساداً&amp;amp;raquo; (به‌عنوان فعل مضارع و مادّه سعی) در آیه شریفه، دلالتی بر لزوم تکرار این فعل ندارند. علاوه‌براین اطلاق ادله قرآنی و روایی و حتی عبارات فقها در تعریف محاربه، پذیرش عدم اعتبار تکرار تشهیر سلاح را تأیید می‌کند. درصورت تردید، اصل اولیه بر&amp;amp;nbsp;اساس استصحاب، قاعده درأ و احتیاط در دماء و نفوس، اعتبار تکرار تشهیر سلاح در محاربه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی در دلالت آیه بغی بر قیام علیه حکومت اسلامی</title>
      <link>https://www.sijl.ir/article_224293.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;بغی&amp;amp;raquo; و شورش بر حکومت حاکم اسلامی از موضوعاتی است که در فقه امامیه موضوع احکام متعددی قرارگرفته است. برخی از فقیهان امامیه، آیه شریفه بغی را شامل &amp;amp;laquo;بغی&amp;amp;raquo; مصطلح دانسته و به استناد این آیه، احکام و شرایطی را برای جرم &amp;amp;laquo;بغی&amp;amp;raquo; اثبات یا نفی کرده‌اند. در مقابل، برخی دیگر این آیه را بی‌ارتباط با قیام علیه حکومت دانسته و مفاد آن را مختص به نزاع‌های طایفه‌ای در جامعه اسلامی می‌دانند. بر اساس دیدگاه اخیر، اثبات شرایطی مانند داشتن گروه در تحقق بغی به استناد آیه بغی یا نفی برخی شروط به استناد اطلاق این آیه از اساس نادرست است. مقاله پیش‌رو با روش تحلیلی و انتقادی، آیه مورد نظر را مورد ارزیابی قرار داده و ارتباط آن بر بغی مصطلح فقهی از دو زاویه استظهار عرفی و تفسیر روایی بررسی نموده است. یافته‌های این پژوهش حاکی از این است که ظهور عرفی الفاظ به کار رفته در آیه شریفه هیچ ارتباطی با قیام علیه حکومت اسلامی ندارد و بیان‌های گوناگونی برای استظهار شمولیت نسبت به بغی ارائه شده، قابل قبول نیست. روایاتی که ممکن است در اثبات ارتباط آیه شریفه با بغی مصطلح مورد استناد قرار گیرند نیز به جهت ضعف سند یا دلالت، قابلیت استدلال ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت حکم «اعراض از جاهلان» با امر به معروف و نهی از منکر</title>
      <link>https://www.sijl.ir/article_179645.html</link>
      <description>امر به معروف و نهی از منکر مهمترین فرمان شارع در حوزه مسئولیت همگانی میان مسلمانان است و از صدر اسلام تا کنون این دو فریضه اساسی نقش بسزایی در پویایی و حرکت جامعه اسلامی به سوی آرمان ها داشته اند. یکی از بایسته های پژوهشی در حوزه امر به معروف و نهی از منکر، بررسی این دو فریضه با عناوین دیگری مانند دعوت به خیر، نظارت، انتقاد، اعراض از جاهل و...می باشد. در خصوص سه عنوان نخست، تحقیقات قابل توجهی صورت گرفته ولی به رابطه میان اعراض از جاهلان و امر به معروف و نهی از منکر، کمتر پرداخته شده است. در این مقاله با تمرکز بر آیه: &amp;amp;laquo; خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ&amp;amp;rlm; وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِین &amp;amp;raquo; ( اعراف/199 ) و بر اساس دیدگاه مفسران و فقیهان، با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی شمول یا عدم شمول فریضتین نسبت به تعبیر قرآنی &amp;amp;laquo; إعراض از جاهلان &amp;amp;raquo; پرداخته شده است. با عنایت به وجود دو رویکرد متفاوت، یافته های مقاله، بیانگر دو نتیجه متفاوت است: در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر در مذاق شارع خطابی باشد، إعراض از جاهلان به دلیل اینکه دارای خطاب نیست، از باب امر به معروف و نهی از منکر نخواهد بود؛ اما اگر تشریع فریضتین را به صورت ملاکی بدانیم با توجه به این که ملاک شارع از ایجاب امر به معروف و نهی از منکر ایجاد معروف و انعدام منکر است، این ملاک در إعراض از جاهلان نیز موجود و این مقوله از مراتب فریضتین می باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
