اصطلاح «حق انجام ناحق» از دستاوردهای حقوق مدرن است که پس از تمایز قراردادن میان «حقبودن» و «حقداشتن» وارد عرصه حقوقی شد. بر اساس این حق اگر مفهوم حقداشتن را در قضاوت رفتارهای انسانها در جامعه دخالت دهیم، دیگر نمیتوان از محتوای اخلاقیِ انتخاب صاحب حق سؤال کرد؛ چراکه مهم «تصمیم» انسان است که بر اساس «منفعت» یا «اختیار» خویش تصمیمسازی میکند. اگرچه این اصطلاح و تمایز سابقه چندانی ندارد، ولی با تحلیل این حق میتوان ادعا کرد مفاد و مفهوم این حق سابقه طولانی در زندگی اجتماعی بشر دارد و آیاتی از قرآن کریم را میتوان یافت که در این موضوع بیان موضع نمودهاند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که در موازین قرآنی، چه نوع مواجهای با مفهوم حق انجام ناحق میتوان یافت؟ فرضیه تحقیق پیش رو بر این قرار است که در نگرش قرآنی، «حقداشتن» انسان پس از «حقبودن» پذیرفته میشود؛ بنابراین مرز آزادی رفتار، در پرتو ارزشها و هنجارها شکل میگیرد و «حق بر ناحق» در حوزه عمومی و خصوصی بهدلیل آنکه انجام کار نادرست ازنظر اسلام همواره مخالف ارزشهاست، نمیتواند مورد تأیید قرار گیرد.