ماهیت «بلوغ اشد» در فقه بر مبنای نظریه ارکان متلازم اهلیت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد

2 پژوهشگر پسا دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد(پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی) ، شماره تماس: 09142353876، reza.mollazadehyamchi@alumni.um.ac.ir

3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

چکیده
تبیین ماهیت «بلوغ اشد» برای رفع حجر از یتیم، از چالش‌های بنیادین فقه اسلامی است که از کشمکش میان دو اصل «ضابطه‌مندی عینی» و «مصلحت‌سنجی فردی» برمی‌خیزد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد فقه مقارن استدلال می‌کند که «بلوغ اشد» نه یک معیار سنی بسیط، بلکه یک مفهوم حقوقی ترکیبی است که بر نظریه «تلازم دو رکن بلوغ جسمانی و رشد مالی» استوار است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد قرآن کریم (نساء: ۶) با معماری فرآیندی سه‌مرحله‌ای (آزمون، بلوغ نکاح، و ایناس رشد)، چارچوب رفع حجر را تبیین کرده است. سنت نیز در مقام تبیین، با تحدید امارات بلوغ و تخصیص «رشد» به «کفایت در حفظ مال»، این الگو را عملیاتی می‌سازد. تحلیل تطبیقی آراء مذاهب اسلامی نشان می‌دهد که هرچند برخی با هدف «استقرار حقوقی» بر سن معین تأکید کرده‌اند، اما قول مختار، که به ویژه در فقه امامیه با استناد به روایات به کمال رسیده، اجتماع قطعی هر دو رکن بلوغ و رشد را برای رفع حجر الزامی می‌داند. این نظریه یک الگوی متوازن و فردمحور ارائه می‌دهد که با ایجاد توازن میان حق استقلال یتیم و اصل حمایت از او، با مقاصد عالیه شریعت انطباق کامل دارد.

کلیدواژه‌ها



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 05 مهر 1405